صفحه اصلي | فهرست مقالات | مطالب جديد | خبرنامه | نقشه سايت | طراحي وب | نسخه جديد سايت | جستجو | نسخه جديد سايت | پرسش و پاسخ

 
بخش ها
  • معرفي ماشين آلات صنعتي بازديد : 703


  • معرفي ماشين سازان بازديد : 638


  • شبكه هاي هوشمند توزيع برق Smart Grid & MicroGrid بازديد : 741


  • انرژي هاي تجديدپذير (نو ) بازديد : 737

  • آب - خورشید - باد - ژئوترمال - بایومس - پیل سوختی و ...
  • دعوت به همكاري بازديد : 694


  • مزايده و مناقصه بازديد : 595


  • عضويت در خبرنامه بازديد : 462

  • با عضویت در خبرنامه آخرین مطالب سایت را دریافت کنید
  • لينك هاي منتخب بازديد : 931


  • لينك هاي مفيد بازديد : 2893


  • سايت هاي مرتبط

  • هك رشد هكر رشد استارتاپ ها


  • فيلدباس و اتوماسيون

  • شبكه فيزيك هوپا

  • كارگاه هواشناسي

  • مهندسي برق

  • مجله در مورد سنسورها

  • www.control.com

  • temperatures.com

  • فهرست وب سايت هاي ايراني



  • فصل چهارم - سيستمهاي كنترل گسترده(DCS) - بررسي سيستم هاي كنترل صنعتي

    فصل چهارم - سيستمهاي كنترل گسترده(DCS) - بررسي سيستم هاي كنترل صنعتي

    امروزه DCSها به عنوان یک ابزار اتوماسیون معمول در آمده اندکه از دیدگاههای مختلف می توانند تعابیر مختلفی داشته باشند. از نقطه نظر مهندسی پروسه این سیستم می تواند سبب بهبود میزان تولید و کیفیت تولید و ایمنی و قابل اطمینان و انعطاف پذیری بیشتر قسمتهای صنعتی و افزایش حوزه نظارت بر مراحل اجرای یک پروسه به کار گرفته می شود.


    نويسنده : رسول باقري

    فصل چهارم - سيستمهاي كنترل گسترده(DCS)


    1-4 مقدمه

    حوزه كار و عمر سيستمهاي كنترل گسترده Control System) (Distributedيا DCS اكنون به پنجاه سال مي رسد و دوره هاي اوج خود را سپري كرده است. بيشترين درجه اهميت اين موضوع مربوط به زمان ساخت ميكرو كامپيوترهاي با قيمت كم در حدود سالهاي 1970 مي باشد. پس از آن حوزه كار DCSها در محدوده پروسه هاي صنعتي پيوسته گسترده تر و پيچيده تر شد.كاربردهاي مختلف اين تكنيكها در فرايندهاي مختلف صنعتي مانندشيمي، پتروشيمي، نفت و گاز و پالايشگاهها، صنايع آهن و فولاد و مواردي از اين قبيل است.

    امروزه DCSها به عنوان يك ابزار اتوماسيون معمول در آمده اندكه از ديدگاههاي مختلف مي توانند تعابير مختلفي داشته باشند. از نقطه نظر مهندسي پروسه اين سيستم مي تواند سبب بهبود ميزان توليد و كيفيت توليد و ايمني و قابل اطمينان و انعطاف پذيري بيشتر قسمتهاي صنعتي و افزايش حوزه نظارت بر مراحل اجراي يك پروسه به كار گرفته مي شود.

    از ديدگاه مهندسي كنترل و كامپيوتر اين فناوري حوزه اي است كه كاربرد و رشد سريع تكنولوژي مخابرات و شبكه ها ي كامپيوتري در خدمت سيستمهاي كنترلي را به نمايش مي گذاردو حتي منجر به معرفي و اختصاص شبكه هاي كامپيوتري براي سرويس ها كنترلي شد كه يك نمونه معروفCANيا(Control Area Network) است.

    2-4 ايجاد سيستمهاي كنترل گسترده (DCS)

    در دهه 60 كاربرد يك ميني كامپيوتر براي حل بسياري از كارهاي كنترلي كه عملا بارله ها صورت مي پذيرفت عملا كار گراني بود. يك گروه مهندسي در شركت

    Generals Motors روي كنترل كننده هاي قابل برنامه ريزي كار كردند كه هم قابليتهاي لاجيك داشته باشد و هم به كامپيوتر نياز نداشته باشد كه در اين صورت با قيمت كمتر مي شد كار كنترل را انجام داد .اين سلسله فعاليت ها منجر به ظهور PLC شد.

    رله ها نمي توانند توابع كنترلي پيچيده را پياده كنند ولي اين كار با PLC كاملا عملي شد. اولين PLC در سال 1969 داراي يك CPU بايك كيلوبايت حافظه و 178 ورودي و خروجي بود كه روزبه روز پيشرفت كرد و قابليتهاي مونيتورينگ و نرم افزاري و سخن افزاري آن سريعا پيشرفت كرد و زبانهايي نيز براي آن بصورت استاندارد جهت برنامه ريزي در نظر گرفته شد .

    پيشر فتها به حدي بود كه براي مثال در سال 1970 حافظه به 12 كيلو بايت و خطوط ورودي خروجي به 1024 خط افزايش پيدا كرد، و روز به روز بر سخت افزار و نرم افزار ان افزوده شد.

    همزمان با رشد اين تكنو لوژي سيستمهاي مخابره داده و شبكه هاي كامپيوتري نيز پيشرفت كردو به شكل استاندارد هاي بين المللي در آمد.از تلفيق اين دو سيستم ، PLC ها و ديگر سيستمها ي كنترلي مي توانستند به سادگي در سيستمهاي پيچيده گرد هم جمع شوند و يك ساختار DCSتشكيل دهند.

    اولين DCS توسط شركت Honey Well در سال 1970 ساخته شد كه يك سيستم پله اي با تعداد زيادي ميكروپروسسور بود. امروزه سيستمهاي گسترده جاي سيستمهاي متمركز را گرفته اند.


    Figure 2-1

    هدف يك سيستم DCS كنترل گسترده يك فرايند پراكنده است كه اينگسترده كردن پروسه نياز به تجهيزات وسيع دارد.

    در حال حاضر شركتهاي زيادي در زمينه توليد DCS ها و PLC ها فعاليت مي كنند كه برخي از آنها به شرح زير مي باشند:

    Yokogawa

    Hartman and Braun

    Hitachi

    AEG

    VDO

    Siemens Moor

    Centum

    Leed&Northrup

    MOD 300

    MAX 1

    DCI 4000

    ASEA

    Fischer and porter

    BBC

    Foxboro

    Toshiba

    Honeywell

    Philips

    Fisher Controls

    Eckardt

    TOSDIC

    TDC 3000

    در فصل بعدي در مورد يكي از توليدات شركت Siemens Moor در زمينه سيستمهاي اتوماسيون با نام APACS به طور مفصل بحث خواهد شد.

    3-4 ساختار سيستم هاي DCS

    سيستمها با ساختار كامپيوتري چندين نوع هستند كه از نظر ساختاركنترلي به دو نوع حلقه بسته و حلقه باز و از نظر اجرايي همگام (on-line) و غير همگام

    (Off-line) دسته بندي مي شوند.سيستم نوع اول يعني حلقه باز غير همگام براي جمع آوري و پردازش داده است كه براي اهداف مونيتورينگ و متعادل كردن انرژي و مواد خام اوليه نيز بكار مي رود، اما كامپيوتر روي خود پروسه كنترلي ندارد يعني فقط سيستم از پروسه داده مي گيرد.

    يك گام جلوتر سيستم حلقه بسته غير همگام است كه علاوه بر كارايي هاي سيستم قبلي قابليت كنترل پروسه را نيز دارد و پس از جمع آوري و پردازش اطلاعات مي تواند فرمانها يا مقادير مناسب متغيرهاي براي اعمال به عملگرها را ارائه بدهد.

    سيستم نوع سوم ، سيستم همگام حلقه باز است كه اطلاعات بلافاصله به كامپيوتر رفته و كار كنترل براساس داده هاي داده شده، توسط كاربر صورت مي گيرد.و بالاخره نوع چهارم (حلقه بسته همگام) كه تمام كارهاي جمع آوري و پردازش و اعمال نتايج حاصل از پردازش به پروسه تماما توسط كامپيوتر انجام مي شود.

    كامپيو تر هاي كنترل فرايند وقتي براي يك هدف خاص كنترلي مانند جمع آوري داه و پردازش و امثال آن تعريف مي شوند كامپيوتر با مصارف خاص گويند.اين كامپيوتر ها معمولا در جاهاي مختلف يك پروسه براي انجام كارهاي مختلف گسترده مي شوندو در ضمن كار قسمتها مستقل از يكديگراست. (مطابق شكل1-3)

    در اين سيستم مبادله داده بين كامپيوتر ها به خاطر نداشتن اتصال مستقيم با يكديگر به كندي صورت مي گيرد. مدتي بعد بخاطر لزوم ساخت فايلهاي داده مركزي كامپيوترها از طريق يك كامپيوتر مركزي بهم متصل شدند كه اين سيستم را سيستم متمركز مي گويند.(چون در اين حالت وجود يك مركز در قسمت اصلي و مهم پروسه كه با سنسورها و عملگرها و ساير تجهيزات صنعتي پروسه مستقيما در ارتباط باشد لازم است)


    Figure3-1: Distributed Dedicated Computer

    در كامپيوتر مركزي كارهايي به اين شرح صورت مي گيرد:

    مونيتورينگ پروسه، جمع آوري داده، پرداش داده، ذخيره سازي و نگهداري داده براي زمانهاي نسبتا طولاني، كنترل پروسه و اعلام خطر در مواقع لازم ، كه برخي مواقع كارهاي مديريتي نيز به اين مجموعه افزوده مي شود.

    دو موضوع مهم و جدي براي بكارگيري يك سيستم كامپيوتري متمركز در صنعت سرعت پردازش و قابليت اطمينان خود كامپيوتر است به عبارت ديگر چون كل تمركز توابع اتوماسيون در يك كامپيوتر است همين امر مي تواند خطرناك نيز باشد پس سرعت محاسبات و قابليت اطمينان سيستم بسيارمهم است چون در صورت خرابي تمام توابع از كار مي افتند.لذا مهندسين همواره درصدد يافتن راهي براي بلا بردن قابليت اطمينان سيستمها هستند كه براي نيل به اين هدف يا بايد كامپيوتر از قابليت اطمينان بالايي برخوردار باشد(اين مساله برمي گردد به ساختمان داخلي كامپيوتر و مدارات آن كه بهتر است از سيستم چند پردازنده اي در كامپيوتر مركزي استفاده مي شود) يا امكانات پشتيباني اندازه كافي موجود باشد.

    ساختار چند پردازنده اي نشان داده شده در شكل زير وقتي تعداد كمي كامپيوتر مورد نياز باشد يعني براي صنايع كوچك مناسب است. اما براي اتوماسيون صنايع بزرگ مانند آهن و فولاد يا پتروشيمي اين سيستم نمي تواند كارايي داشته باشد كه اين مساله بيشتر ناشي از وجود بار كاري زياد در اين گونه صنايع است كه سرعت و قدرت كامپيوتر مركزي به شدت كاهش مي دهد.


    Figure 3-2:Decentralized Computer System

    لذا از ساختار پله اي ترتيبي(Hiearchical) استفاده مي شود كه در اين حالت نياز نيست تمام ميني كامپيوتر هاي سيستم مستقيما به يك كامپيوتر مر كزي متصل باشند بلكه كارها طي سلسله مراتبي در پله هاي متفاوت انجام مي شود و در هر پله يا مرتبه نيز كار مجددا تقسيم مي شود. در شكل 3-3 ساختمان سه طبقه از اين ساختار نمايش داده شده است كه در DCS هاي امروزه بسيار متداول است.

    ودر پتروشيمي واسط ها روي مسائل پليمريزه كردن و تغيير و تحولات شيمايي يا كارهاي نهايي نظارت دارند.


    Figur3-3: Hierarchical Structure with Intermediate Computer

    البته لازم بذكر است كه كامپيوتر مركزي مي تواند از طريق خطوط استاندارد و شبكه ها به شبكه هاي محلي يا ملي و يا حتي بين المللي وصل شود كه اين حالت معمولا براي دسترسي برخي مراكز تحقيقاتي و آزمايشگاهي و كارهاي مديريت كلان تعبيه شده است و

    بدون هيچ مشكلي از طريق ترمينالهاي متصل به شبكه مي توان به اطلاعات مربوط به چگونگي كار از نظر كمي و كيفي و ساير مسائل جانبي احتمالي نظير ايراداتي كه در سيستم اتفاق مي افتد دسترسي پيدا كرد.چگونگي سيستم چند پردازنده اي كه در اثر رقابت

    شركتهاي طراح آن منجربه طرح تقريبا مشترك و عمومي ساختمان ترتيبي پله اي گسترده شد در دهه هفتاد موضوع جالبي از ديد گاه كاربرد پيشرفته كامپيوتر بود، كه سيستم كنترلي را در چند سطح كاري استاندارد تقسيم مي كرد و در هر سطح وظايف خاصي صورت مي گرفت. مطابق شكل 4-3 كه هر كدام از سطوح به اختصار توضيح داده خواهند شد.

    سطوح كاري

    شايد از بهترين محاسن اين نمونه سيستمها تقسيم كاري در سطوح افقي و عمودي به كارهاي مستقل از يكديگر است كه به ترتيب اهميت وظايف طبقه بندي شده اند و هرچه اهميت كار بالاتر باشد در سطح بالاتري از سيستم به آن پرداخته مي شود و كارهاي سطح بالا از حالت اجرايي خارج شده و بيشتر جنبه مديريتي پيدا مي كنند.كه اين مساله در نامگذاري سطوح نيز دخيل بوده است. به هر وجه اين سيستم مطابق شكل از چهار قسمت كاري تشكيل شده است كه عبارتند از:

    1.سطح كنترل مستقيم پروسه

    2.سطح كنترل مديريتي پروسه

    3.سطح كنترل ترتيبي توليد

    4.سطح مديريت پلانت


    Figure 3-4:Hierarchical System Levels

     سطح كنترل مستقيم پروسه

    اين سطح اتصال مستقيم به فرايند به وسيله سنسورها و عملگرها دارد كه خود آنها نيز از طريق A/D يا D/A به ميكرو پروسسور ها وصلند. جمع آوري داده هاي پروسه يا به عبارت ديگر گرد آوري همزمان متغير هاي مجزاي پروسه و پيا مهاي ارسالي پلانت(مانند شيرها، پمپها يا موتور ها) براي كنترل ديجيتال با بازده بالا و كنترل حلقه ها و چگونگي نمايش چگونگي روند كار و عيب يابي و گزارش لازم از جمله وظايف اين قسمت است.نمايش مراحل كاري و چك كردن سيستم و پردازش دقيق داده ها و بررسي و مقايسه مقادير پذيرفته شده با مقادير مجاز تعريف شده است، تصميم گيري ها و تست توابع سخت افزاري و كنترل المانها و در صورت لزوم اعلام اخطار و نهايتا گزارش عيب نيز از وظايف اين قسمت است.

     سطح كنترل مديريتي

    در اينجا ميكرو پروسسور براي كنترل حلقه بسته فرايند يا پردازش سيگنال صنعتي استفاده مي شود.

    از ديگر وظايف اين سطح محاسبه و بررسي شرايط كاري بهينه و ارسال دستوراتي لازم براي سطوح پايين تر و اجراي توابع اتوماسيون مانند:

    • كنترل بهينه پروسه بر اساس مدل رياضي و تئوري كنترل سيستمها كه بايد بتواند حتي در شرايط بحراني و اضطراري شرايط، مشخصه بهينه اي براي پلانت برآورده كند.

    • كنترل حلقه ها به شكل وفقي براساس مقادير تخمين زده شده پارامترهاي پروسه كه نهايتا نتايج اين محاسبات بايد به سطح پايين تر ارسال شود.

    • بررسي شرايطي مانند مواد خام اوليه، نيروي كار لازم و انرژي در حالت بهينه بر اساس معيارهاي از پيش تعريف شده.

    • نمايش مشخصه هاي كاري پلانت ، آشكار سازي خطا و گزارش آن و همچنين داده هاي لازم براي سطوح بالاتر و ارسال فرمان براي سطوح پايين تر.

     سطح كنترل ترتيبي توليد

    بررسي شرايط انرژي و ميزان تقاضا براي آن، جدول بندي توليدات قسمتهاي مختلف پلانت بر اساس ميزان تقاضا براي آنها و مرتبه اهميت و ميزان سود دهي و ايجاد جداولي براي توليدات با امكانات تغيير در آن در صورت لزوم و قابليت گزارش مقادير توليدات و قابليتهاي مونيتورينگ و اخطار از اهم وظايف اين قسمت است.

     سطح مديريت پلانت

    بالاترين مرتبه اولويت را در سيستم شرح داده شده دارد كه كارهاي گسترده اي در زمينه مهندسي، سيستمهاي اقتصادي، كادر اداري و نيروي كار و ساير مسائل كلان انجام ميدهد كه همه بصورت نرم افزاري صورت مي گيرد و در صورت تغيير شرايط بايد به راحتي براي حالت بهينه قابل تغيير باشد.در اين سطح كادر مديريتي شركت و فروشنده ها و خريداران و متقاضيان فرآورده با هم در ارتباط هستند ضمن اينكه در اين سطح ، مديريت قدرت نظارت بر پرسنل خود را دارد.كارهاي نمونه در اين سطح عبارتند از بررسي پيشنهادات فروشنده ها ، جمع آوري اطلاعات در مورد تقاضاهاي مشتريان،بر آوردهاي آماري خريد و فروش توليدات، قرارداد هاي حقيقي و حقوقي براي معاملات بررسي كيفي و كمي محصولات و فرآ ورده ها از نظر اقتصادي،محاسبه قيمت ها با توجه به مواد اوليه و انرژي مصرفي و ظرفيتهاي توليد و تقاضا و خريد، مبادلات اطلاعاتي، مديريت توليد، گزارش بهره وري، بازده دهي و ميزان تلفات در مواد اوليه يا انرژي يا توليدات.

    نكته مهم اين است كه در تعيين سطوح كاري در سيستم پله اي لزومي ندارد نرم افزار و سخت افزار در هر سطح كاملا مجزاي از ساير قسمتها باشد بلكه ممكن است كه يك كامپيوتر در دو سطح كار كند يا اينكه در دو سطح متفاوت كامپيوترهاي با قابليتهاي مشابه يا نرم افزارهاي متفاوت وجود داشته باشد كه در اين حالت مخصوصا موقعي كه كل سيستم صنعتي كوچك باشد از پيچيدگي سيستم كاسته خواهد شد. در اين حالت معمولا سطح سه و چهار در يك كامپيوتر و سطوح يك و دو نيز در كامپيوتر ديگري خلاصه مي شوند و نتيجه پله اي دو طبقه است.

    شكل صفحه بعد كارهاي سطوح مختلف رابه صورت خلاصه نشان مي دهد:

    Figure 3-5:Automation Function of System

    ساختار پله اي گفته شده فرم متداولي است كه در صنايع براي اتوماسيون استفاده مي شود اما اين شكل منحصر بفرد نيست و براي برخي مصارف خاص ممكن است طرحهاي ديگري با شكل ساده تر همان كارآيي را دارند ارائه شده باشد براي مثال در نيروگاهها از شكل ديگري استفاده مي شودكه بين دو سطح يك و دو سطح كنترل گروه را تعريف كرده اند و در عوض سطوح سه وچهار حذف شده اند و با توجه به محدود بودن تجهيزات نيروگاه اين سطح قدرت كنترل محل را دارند.

    برخي ازمزاياي DCS طبق جدول زير قابل تقسيم هستند:

    ارتباطات و مخابرات ارتباط بين كامپيوتر ها به وسيله روشهاي استاندارد صورت مي گيرد
    قيمت ارسال سري داده از حالت موازي يا سيم بندي هاي آنالوگ ارزانتر است.استفاده از مدارات مجتمع خاص ارزانتر از رله ها و سيم بندي ها منطقي سخت افزاري است
    قابليت اطمينان سيستم به خاطر و جود تعداد زياد پردارنده هاي در حال كار در سطح متفاوت با قابليت اطمينان بالا سيستم از قابليت اطمينان بالاي برخوردار است
    صحت داده ها داده ها از نظر خطا همواره بررسي مي شوند
    بهبود مشخصه هاي كاري روشهاي پيچيده كنترل زيادي مي توان روي پروسه اعمال كرد و قدرت پردازش به شدت بالا مي رود
    مقطع و ماژو لار بودن قطعه قطعه بودن سخت افزاري و توابع كنترلي يعني مجزا بودن آنها از يكديگر، كه اين مساله براي ارتباط بهتر بين قسمتها و سادگي تست سيستم بسيار مفيد است

    4-4 Data Base Organization

    تا اينجا به طور عمده كارهاي اتوماسيون و پياده سازي آن در سطوح متفاوت يك سيستم DCS بررسي شد اما تمامي اين كارها و اجرا و محاسبات مربوط به آنها منوط به ارسال و مبادلات اطلاعات و داده ها بين طبقات و درون طبقات است و اجراي توابع و اعمال داده هاي لازم براي كنترل محل و مديريت پروسه بايد در دسترس سيستم اتوماسيون باشد و داده هاي فرستاده شده از سطوح مديريتي بايد در اختيار كاربر قرار گيرد. لذا با توجه به اينكه داده ها هم از نظر سرعت و مقدار اطلاعات و كارآيي متفاوتند، لازم است در اين قسمت به اين بحث پرداخته شود و مسائلي مانند توليد داده ها، دسترسي به آنها ، به هنگام كردن آنها و محافظت از آنها و ارسال بين طبقات متفاوت بررسي شوند اولين فرض قريب به ذهن اين است كه در يك DCS داده ها به طريقي شبيه به آنچه در كارهاي اتو ماسيون تقسيم بندي شدند تفكيك شوند كه لازم است در اينجا سطوح متفاوتي براي آنها تعريف شود.(شكل 1-4)

    در هرسطح تنها داده هاي منتخب و مورد نياز آن قسمت از قسمت هاي ديگر دريافت مي شود نه همه داده ها و همچنين با توجه به اهميت قسمتهاي پايين تر از نظر كاري فركانس مبادلات داده در آنجا بيشتر است و در طبقات بالا به سرعت ارسال بالا براي داده نياز نيست، چگالي داده از قسمتهاي پايين به بالا كم مي شود چون در هر قسمت تنها داده هاي مربوط به همان قسمت ذخيره مي شود و بقيه ارسال مي شوند.

    محتويات واحد هاي داده پايه(Data base Unit) ياDBU به محل آنها در سيستم پله بستگي دارد و در سطوح مختلف محتواي واحد هاي پايه داده DBU متفاوتند.


    Figure 4-1:Hierarchical Database Organization

    ‍حال به بررسي هر كدام از واحد هاي داده پايه مي پردازيم:

    o اگر DBU مستقر در سطح كنترل پروسه را در نظر بگيريم شامل داده هايي است كه براي انجام كارهايي به شرح زير لازمند:

    جمع آوري داده، پيش پردازش، چك كردن . مونيتورينگ و اخطار(آلارم)، اطلاعات كنترل حلقه هاي باز و بسته، گزارش دهي و ...


    Figure 4-2: Database of Process control Level

    اين DBU چون براي سطح بالاتري تنها مقادير لازم براي پردازش عملي و پيامهاي تغيير وضعيت پلانت و مقدار كمي از متغير هاي پردازش شده قبلي و همچنين مقادير محاسبه شده نقاط كار SPV كه بايد براي كنترل كننده ارسال شود را مي فرستد، دراين قسمت نياز به ذخيره داده نيز داريم كه وجود RAM و ROM ضروري است.

    o DBU بعدي كه با نام خود پلانت خوانده مي شود در موقعيت سوپروايزوري قرار دارد و شامل داده هاي تعيين كننده وضعيت كلي پلانت براساس اطلاعات ارسالي از كاربران سطح پايين تر بر روي صفحه نمايشگر است. داده ها شامل استاندارد هاي موجود و داده هاي مدلسازي رياضي و پيامهاي اخطار و مقادير محاسبه شده پروسه و پارامترها و نقاط كار بهينه براي كنترل كننده ها هستند شكل بعد ساختمان اين واحد داده را به نمايش گذاشته است.


    Figure 4-3: Database of Supervisory Control Level

    در اين قسمت از آنجايي كه داده هاي ثابت زيادي وجود دارد يك ديسك سخت

    (Hard Disk) نيز تعبيه شده است و به خاطر حجم زياد مبادله و ذخيره داده در اين قسمت و اهميت آنها ، از ذخيره كننده هاي پشتيبان (Back-UP) نيز استفاده مي شود و در جهت عكس آن اطلاعات نوع و رتبه توليد را دريافت مي كنند.

    o BDU مربوط به توليدات در طبقه توليد و سطح كنترل توليد قرار دارد و شامل داده هاي مربوط به فرآورده ها و مواد خام است به انضمام مسائل مربوط به آنها از قبيل كيفيت ، كميت ، تلفات ، محدوديتها و قابليتها، از نظر سرعت اين قسمت نيازي به سرعت بالا ندارد و داده هاي مربوط به وضعيت توليد و مراحل پردازش و قابليتهاي موجود و ضروري براي توليد را به سطح پايين تر مي فرستد و داده هاي فرآورده هدف را دريافت مي كند


    Figure 4-4: Database of Production Scheduling and Control Level

    o DBU قسمت مديريت: در آخرين قسمت قرار دارد و شامل داده هاي متقاضان ومشتريان ، فروشندگان و نوع توليدات و ذخاير موجود مواد خام و انرژي است كه داده هاي زيادي در اين قسمت قرار دارد اما نيازي به زمان دستيابي كوتاه ندارد، بنابراين داده ها رادر اين قسمت مي توان حتي روي نوارهاي مغناطيسي براي مدت طولاني ذخيره كرد.


    Figure 4-5: Management Database

    5-4 اصول كاري سيستمهاي DCS

    سيستمهاي اتوماسيون گسترده به طور نظري پيچيده و از نظر ساختاري واضح به نظر مي رسند. اما با توجه به شركتهاي زياد فعال در اين زمينه چه در حوزه سخت افزار و چه نرم افزار مشكل انتخاب نمونه بهتر است. يك متقاضي اين گونه سيستمها بايد بتواند مشكل ارتباط سخت افزاري و سازگاريهاي نرم افزاري را در سيستم براي خودش حل كند كه امروزه به وفور اين طرحها توسط فروشنده ها ي متفاوت دراشكال مختلفي ارائه مي شود و مسائل مطرح شده فوق واقعا وجهي براي طرح ندارد اما مساله ضروري ديگري كه هست اين است كه چون توليد كنندگان نمي توانند واقعا تمام خواسته هاي يك مشتري را برآورده كنند و دريك سيستم باقيمت مناسب با توجه به تقاضاهاي مختلف ارائه دهند لذا متقاضي بايد زير سيستم هايي با بهاي مناسب از شركت هاي مختلف با كارايي هاي لازم خريداري كند و با ايجاد ارتباط بين آنها به هدف خودش برسد و اين ايجاب مي كند كه زير سيستم هاي شركت ها با هم سازگاري داشته باشند و در اينجا بحث استانداردها پيش مي آيد يعني ممكن است يك سيستم با قيمت كم و با تجهيزات كم در يك شركت نصب كرد اما براي شركتي ديگر با تجهيزات ديگر نياز به ارائه طرحي ديگرداشته باشيم و اگر بخواهيم براي شركت جديد طرح جديد از صفر شروع كنيم اين ازنظر زماني و هزينه نه براي فروشنده و نه براي متقاضي مقرون به صرفه نيست به همين دليل ساختار عمومي شكل 4-3 كه قبلا توضيح داده شد كه از اتصال نقطه به نقطه كامپيوترها درسطوح متفاوت استفاده مي كند و يك شكل اصلاح شده نهايي مي دهد كه از گذرگاه و ارتباطات LAN جهت برقراي ارتباط در آن استفاده مي شود ترجيح داده شده است.

    يك طرح با ويژگيهاي گفته شده در شكل بعدي آمده است. البته انتظار نيست در همه DCS هاي طراحي شده ساختار به اين شكل رعايت شود.


    Figure 5-1: Bus-Oriented Hiearchical System

    در يك شبكه LAN يا بطور كلي در يك شبكه مخابره داده براي سيستمهاي كنترلي مانند:

    (MOD 300,HIACS-3000, PRO-CONTROLI, TELETERM M)

    بالاترين سطوح اتوماسيون گفته شده مي توانند به شكل ساده تري عملي شوند مانند شكل زير:


    Figure 5-2: LAN OR Communication Network-Based Hiearchical

    در اينحالت كل سيستم اطراف مسير مخابره مركزي مجتمع است. راه حل ديگري كه براي سطوح بالا وجود دارد استفاده از سيستم كامپيوتر چند خطه گسترده است.

    (Distributed Multibus Computer) كه شركتهايي مانند:

    DCI5000,Fisher& Porter,TDC3000,Honeywell,PLSS80,Eckardt

    استفاده كرده اند كه در آن كامپيوتر مديريت و مركزي به يكي از خطوط گذرگاه در دسترس وصلند. شكل بعد چنين روشي را نشان مي دهد.


    Figure 5-3: Multi-Bus-Based Hierarchical System

    آخرين كارها روي حوزه سيستمهاي مخابره داده و شبكه ها، زمينه جديدي به وجود آورد به نام سيستم مجتمع داده پلانت كه اطلاعات مربوط به پلانت و سيستمهاي كنترل براي حل پروسه مركب و مسائل كنترل سيستم در يك جا جمع شده اند. به اين منظور DCS ها ي موجود يا قسمتهاي مربوط به آنها خود به عنوان قسمتهايي از يك مجتمع وسيع كنترل و اتوماسيون محسوب مي شوند.


    Figure 5-4 :Integrated Information System

    المانهاي سيستم

    محدوده وسيعي از DCSهاي موجود توسط شركتهاي متفاوتي طراحي شده اند كه با توجه به اينكه الزاما از شكل واحدي استفاده نمي كنند به سختي مي توان المانها را در همه آنها به طور واحد معرفي كرد و در هر سيستمي يك سري المانها ديده مي شود كه براي برخي سيستمهاي ديگر تعريف نشده اند و بنابراين كلاسه بندي كردن دقيق المانهاي DCS عملي نيست و تقيسم بنديهايي كه ارائه مي شود بيشتر سليقه اي است.دوشكل بعدي ساختارهاي متداولي از DCSرا نشان مي دهد كه از يك سري المانها در سطوح متفاوت استفاده شده تا يك سيستم را شكل بدهد. در ادامه اين قسمت با ديد بازتري به سطوح كاري و خود DCS نظر داريم.


    Figure 5-5


    Figure 5-6

    ارتباط ماشين با انسان

    كاربرد يك كامپيوتر كنترل پروسه به يك سري واسطهايي براي برقراري ارتباط و كار بين استفاده كننده از امكانات سخت افزاري و نرم افزاري سيستم با كامپيوتر نياز دارد چنين واسط هايي را واسطه انسان وماشين(Man Machine Interface) و يا واسطه انساني (Human Interface) مي گويند. براي اينكه كامپيوترها به قابليتهاي انسان سمت و سو بدهند حداقل قابليتهاي لازم در ارتباط ، عبارتند از:

     واسطه كابر با كامپيوتر براي توليد، تست و نگهداري نرم افزار سيستم

     ارتباط با كاربر براي مونيتورينگ كار پلانت در سطوح كاري متفاوت

     مونيتورينگ فرآورده ها براي كادر مديريتي پلانت

     ايجاد ارتباط پلانت با خارج براي كادر مديريت بازرگاني و بررسي درخواستهاي خريد

    ارتباط بين انسان و ماشين تنها مختص به سيستم DCS نيست و معمولا براي برقراري ارتباط ،يك صفحه كليد و يك مونيتور يا يك صفحه كنترل الزامي است.كه براي كمك بهتر به اپراتور و اجتناب از اشتباه سيستمها به طور كامل از رنگها و نمادهاي كمكي استفاده مي كنند كه اين واسطه ها از اهميت بالاي برخوردارند مخصوصا وقتي كه رشد روز افزون تقاضا براي اتوماسيون را در نظر بياوريم و در نتيجه لزوم ساده تر شدن سيستم و بالا رفتن اطمينان سيستم.با وجود كارهاي زياد انجام شده روي طرح هاي نمايشگر ها و قابليت هاي آنها هنوز يك قاعده و استانداردي در مورد نمادها و رنگهاي بكار رفته در نمايشگر ها بوجود نيامده، هرچند كه برخي نمادها و رنگها در اكثر جاها براي يك هدف بكار مي روند.

    شركتهاي زيادي در زمينه قابليتهاي مونيتورينگ فعاليت دارند كه از جمله آنها مي توان به شرح زير نام برد كه از هر كدام يك نمونه قابليت و شركت مثال زده شده است:

    Operator Workstation of Command Center (FOXBORO)

    System Display Device (Kent)

    Process Operator Station (BBC)

    Central Control Station (Hartman and Braun)

    Process Control Station (VDO)

    Man Machine Communication for Control Operation (Hitachi)

    Display Interface (Fisher Control)

    Universal station (Honeywell)

    Operator Communication Unit (Siemens)

    Operating and Presentation Device (AEG)

    سطح صفر(حوزه ميدان)

    اين قسمت پايين ترين سطح يك DCS است و مستقيما با خود پروسه در ارتباط است از يك طرف توسط خطوط خروجي و ورودي آنالوگ فرمانها را يا به پروسه اعمال مي كنديا مقادير متغيرها و نقاط كار را از پروسه دريافت مي كند و از طرف ديگر با تبديل اين مقادير به عبارتهاي استاندارد از طريق خطوط ارتباطي به سطوح بالاتر منتقل مي كند. كار اصلي اين قسمت جمع آوري سيگنالهاي آنالوگ و ديجيتال پيش پردازش و نمايش و نظارت بر پيامهاي اخطار و اجراي حلقه هاي كنترلي باز و بسته است، براي رسيدن به اهداف فوق اين قسمت را به صورت ماژولار(Modular) مي سازند كه داراي ساختمان بلوكي شكل7-5 است.

    مشخصه هاي معمول اين قسمت عبارتند از:

    وروديهاي آنالوگ:20-4 ميلي آمپر جريان ورودي،5-0 ولت يا 10-0 ولتاژ ورودي معمول، 50-0 ميلي ولت ولتاژ ورودي المانهاي حرارتي با تعداد بيت 12-8 براي هركدام بسته به اهميت دقتشان.

    خروجيهاي آنالوگ: 20-0 ملي آمپر جريان خروجي،5-0 ولت خروجي

    وروديها و خروجيهاي باينري:0و10 يا 0و300ميلي آمپر بسته به مورد جريان ورودي يا خروجي و 0و24ولت ولتاژ ورودي يا خروجي

    بطورنامي تعداد ورودي خروجيهاي آنالوگ در اين قسمت 64،48،16،8،4 است اما ايستگاههايي با تعداد 1024 خط ورودي و خروجي نيز ارائه شده است

    (PROCONTROL I&A500)


    Figure 5-7: Internal Structure of MICON P-200 - VDO

    تعداد ورودي و خروجي هاي ديجيتال نيز بسته به مورد يكي از مقادير 16.8،4،2به طورمعمول هستند اما در اينجا هم تا تعداد 1024 خط نيز ارائه شده است و برخي دستگاهها حتي ورودي هاي ديجيتال خاصي مانند شمارنده و زمان سنج ها خروجيها مانند پالسها و خروجي موتورهاي پله اي را اضافه كرده اند.

    اتصالات مخابراتي بين اين سطح و سطوح اتوماسيون بالا معمولا بر اساس استاندارهاي زير است كه برخي از آنهادر قسمت قبل بطور مختصر توضيح داده شدند.

    براي هراستانداردمثالهايي از شركتهاي سازنده استفاده كننده از آن آورده شده است.

    V.24 (PC-80, ASEA MASTER, TDC 3000,RS-3, AS 215)

    RS 232(NETWORK 90.PLS 80.TDC 3000.WDPF, CETUM)

    RS 422(P 4000,RS-3, WDPF)

    RS 485(A 500,PROCONTROL I)

    BITBUS (A 500)

    MODBUS (ASEA NASTER, PLS 80,TDC 3000, RS-3, MOD 300, MICON)

    MAP/ETHENET (ASEA MASTER, RS-3, MOD 300,WDPF)

    لازم بذكر است كه يك DCS حتي مي تواند تا بيش از 32 ايستگاه حوزه صفر داشته باشد كه البته شركتهايي تا مرز 250 حوزه سطح صفر در يك DCSرا توانسته اند به مرحله اجرا در آورند.

    ايستگاه واسطه:

    كارهاي عمده اي كه در اين قسمت صورت مي گيرد عبارتند از مشاهده حالتهاي متغيرهاي پروسه و محاسبه مقادير مرجع نقطه كار و متغير ها براي حلقه ها ي كنترلي و ميزان كردن مقدار انرژي و مواد خام اوليه براي رسيدن به راندمان مناسب و ارسال گزارشهاي لازم براي سطوح بالاتر و مبادله داده بين سطوح مخصوصا سطح بالاتر كه حالت مديريتي دارد.

    ايستگاه كامپيوتر مركزي

    اين كامپيوتر قادر به مونيتورينگ متمركز پروسه است و مستقيما روي دستورالعملهاي پروسه مي تواند اعمال نفوذ كند. اين ايستگاه به ايستگاههاي ديگر از طريق گذرگاه وصل است كه يك شكل نمونه(شكل 8-5) آن در ادامه آمده است.

    در اين ايستگاه در برخي DCSها تا چهار تا مونيتور رنگي تعبيه شده مانند شكل بعد (شكل9-5) كه در آن مونيتورها و اتصالت و مونيتور مركزي و امكاناتي نظير سيستمها ضبط داده ها و كپي برداري به وضوح نشان داده شده است.


    Figure 5-8


    Figure 5-9

    سرويس اساسي كه توسط يك ايستگاه مركزي انجام مي شود معمولا شامل مواردزير است:

     نمايش و كنترل پروسه

     ارتباط داده بين سطوح

     جمع آوري داده

     تحليل و تجزيه كل سيستم بر اساس داده هاي موجود

     فرانشاني(Configure) كردن كل سيستم

     توليد و تست برنامه ها

     انجام محاسبات علمي

     شبيه سازي سيستم

    سرويسهاي گفته شده نياز به يك نرم افزار سيستم قوي در قسمت مركزي هستند كه داراي قسمتهاي زير باشد

     برنامه سيستم عامل با خواص مديريت حافظه و قابليت مديريت در وقفه ها و مديريت برخي مسائل احتمالي سخت افزاري از قبيل خرابي داخلي سيستم يا قطع برق.

     نرم افزار كاربردي سيستم با قابليتهاي ويرايشي و عيب يابي و برقراري ارتباط.

     مجهز به زبانهاي سطح بالا براي توليد يا كاربرد ساده سيستم يا برنامه هاي كاربردي باشد كه اين زبانها معمولا فرترن، بيسيك،كوبول،سي و غيره مي باشند.

     نرم افزار هايي براي بر قراري ارتباطات مخابراتي بين قسمتها و حتي محيط خارج و مبادلات داده.

    قسمت نمايشگر:

    مزيت عمده DCSها قدرت تغييرات وسيع در الگوريتم ها ي كنترلي براي رسيدن به شرايط مناسب كاري و وجود قابليتهاي هوشمند است كه به كمك آن مي توان وضعيت پروسه را توسط كاربر تغيير داد و اغلب اينها با وجود قابليتهاي وسيع نمايشگري ممكن است.

    آنچه كامپيوترهاي كنترل پروسه به كمك نرم افزار و سخت افزار انجام مي دهند در سيستم DCS روي صفحه نمايش دنبال مي شود و قابليتهاي تغيير در سيستم نيز براي آن قائل شده اند. يك صفحه نمايش در DCS به قسمتهايي تقسيم مي شود كه هر قسمت براي هدف خاصي در نظر گرفته شده و شكل معمول اين صفحات نمايشكر بصورت شكل زير است.


    Figure 5-10

    اين صفحه به چهار قسمت تقسيم شده است كه عبارتند از:

     قسمت پيامها كه براي نمايش پيامها، اخطارها،خرابي ها و خطاهاي كاري پروسه است كه يك محدوده وسيعي از رنگها و علائم براي نمايش در اين قسمت به كار رفته است كه رنگها هركدام داراي معني خاصي هستند و هر پيام توسط علامت مخصوصي نمايش داده مي شود و به خاطر سطح كوچك درنظر گرفته شده براي اين قسمت ، تنها آخرين ومهمترين پيام را نمايش مي دهد و براي پيامهاي قبلي تنها يك گزارش خلاصه براي استفاده كاربر و دسترسي به اصل پيامها تعبيه شده است.

     قسمت توضيحات كلي و كوتاه(Overview) كه معمولا شامل اطلاعات ضروري مربوط به وضعيت بحراني ومهم در قسمتهاي مختلف پروسه است كه بسته به سيستم مونيتورينگ، يا همواره روي صفحه هستند ويا بنا به خواسته كاربر بر روي صفحه ظاهر مي شوند. اطلاعات اين ناحيه به كاربر براي نمايش بهينه پروسه و در نتيجه يافتن ساده عيبهاي داخلي سيستم كمك مي كند . كاربر مي تواند در اين ناحيه قسمت مورد نظرش را انتخاب كند و شكل مربوط به آن را كامل ببيند.

     قسمت نمايش اصلي وسط صفحه نمايش قراردارد كه براي نمايش نتيجه هر قسمت از واحدهاي پلانت و حلقه ها و كنترل كننده ها يا هر متغير ديگري كه لازم باشد به كار مي رود.

     قسمت دستورالعمل هاي كاربر كه دستورات با شكل ساده و جالبي كه كاربر بتواند به راحتي از آنها استفاده كند و تعريف شده اند. كاربر مي تواند دستورات مورد نظر خود از صفحه كليد يا ماوس يا قلم نوري به سيستم بدهد.

    ساختار و چگونگي نمايش دادن(Monitoring)

    شايد بتوان گفت كه بهترين واسطه بين كاربر و سيستم DCS در درجه اول مونيتور و پس از آن صفحه كليد باشد و با توجه به قابليتهاي رايجي كه در مونيتورينگ قرارمي دهند صفحه كليد خيلي كمتر بكار آيد البته لازم بذكر است كه صفحه كليد در اينجا هم از نظر تعداد كليد ها و هم از نظر كارايي با صفحه كليد رايج در كامپيوتر كاملا متفاوت است.

    براي تقاضاي كمك يا در صورت لزوم نياز فوري به اعمال دستور يا مواردي مربوط به پروسه، سيستم نمايش بايد اين شرايط را نشان بدهد ضمن اينكه بايد دستورهاي مربوطه نيز براحتي اعمال شوند بنابراين روي صفحه نمايش بايد عناوين زير بصورت نشانه قابل انتخاب باشند.

    • دياگرامهايي كه شرايط و مقادير را دقيقا مشخص كنند

    • فلوچارتهاي كه وضعيت قبلي و فعلي سيستم را گزارش كنند

    • گزارش داده هاي مخصوص يا بحراني

    • ضبط تغييرات اساسي يا توسعه سيستم

    • قابليت مطالعه آماري روي داده ها

    • گزارش وضعيت فراورده ها

    نشانه هاي نمايشي به دو گروه تقسيم مي شوند: فرمهاي استاندارد و فرمهاي تعريف شده توسط مصرف كننده.

    فرم استاندارد يا از پيش تعريف شده سمبلهايي هستند كه از قبل براي مشخص برخي علامات مانند زنگ اخطار به كار مي روند كه شكل آنها با توجه به چيزي كه معرفي مي كنند سنخيت دارد و بر همين اساس به مرور زمان و بر اساس تجربه به فرم استاندارد پذيرفته شده اند.

    فرم تعريف شده توسط مصرف كننده سمبلهايي هستند كه براي شرايط خاص در هر پروسه تعريف مي شوند و مصر ف كننده براي راحتي كار و توسعه نرم افزار آن را تعريف مي كند

    در يك سيستم پله اي DCS تعريف نمايشگرها و سمبلها و حتي استفاده از فرمهاي استاندارد نيز ترتيبي پله اي دارند و مصرف كننده سطح بالا تر به تمامي نمادها دسترسي دارد و سطوح پايين تر داراي محدوديت هستند.

    براي روشن شدن موضوع نمايشگرهاي استاندارد به توضيح يك مورد از آنها مي پردازيم

    نمايش ميله اي استاندارد

    اين فرم از شكل ميله اي استفاده مي كند و رنگها خود معاني متفاوتي دارند در شكل كه در ادامه آمده است اگر دقت شود رنگها سبز G و آبيBوصورتيP و زردY و سفيدW و قرمز R وجود دارند كه رنگ سبز G حالت نرمال يك متغير را نشان مي دهد و انحراف نمودار از حالت آستانه نشان داده شده ،مقدار تغيير مثبت و منفي متغير نسبت به مقدار نامي آن نمايش مي دهد كه با رنگ آبي B روي آن نمايش داده مي شود و طول آن نيز مقدار انحراف را نشان مي دهد، براي پيامهاي داخلي و خارجي و اعلام اخطار از رنگها ي زرد Y و قرمزR چشمك زن ( تا زمان رفع عيب يا برريس پيام) استفاده مي شوند. براي وقتي كه سنسور ها خراب شده يا نقطه اندازه گيري مربوط به آن براي مقاصد نمايشگري منظور نشده باشد نمودارهاي صورتيP و سفيدW درمحل مربوط به آنها قرار مي گيرند.


    Figure 5-11

    صفحه كليد

    در مورد صفحه كليد اين سيستمها نيز واضح است كه تقريبا خيلي از كارهاي صنعتي و دستورات توسط صفحه كليد قابل تعريف است البته صفحه كليد مخصوص كاربر و صفحه كليد كادر مهندسي متفاوت است چه ازنظر قابليت و چه از نظر تعداد كليدها شكل بعدي يك نمونه صفحه كليد را نشان مي دهد كه برخي كليدها از قبل تعريف شده در آن عبارتند از:

    Function Key: قابل تعريف توسط كاربر براي نمايش كارهاي خاص از قبل تعيين شده

    Panel Selected Key: براي انتخاب قابليتهاي نمايشي (خلاصه اخطارهاي توليد شده) و ارائه توضيحات كلي و كوتاه در مورد تنظيم ها و تغيير و توسعه در سيستم

    Auxiliary Panel Key:براي پاك كردن قسمتي از نمودار ،تغيير شاخه روي نمودار برنامه، عوض كردن صفحه نمايش

    System Utility Key: براي انتخاب نوع زنگ اخطار و توابع تست و كپي سخت خارجي از برنامه ها

    Mode Switching: براي سوئيچ كردن بين حالتهاي اتوماتيك (Automatic) و دستي (Manual) و مشترك (Customize)

    Alphabetic Key: براي نوشتن متون

    Data Key:براي وارد كردن اده هاي عمومي براي شرايط اوليه يا مقادير آستانه

    Delete Key: براي حذف پيامهاي روي صفحه نمايش

    Alarm Acknoledgment: براي اعلام پذيرش اخطار ها

    Operation Confirm Key: براي فرانشاني (Configuration) يا خنثي كردن يك عمگر


    Figure 5-12

    كاربردها

    با توجه به قسمتهاي قبلي به طور نسبي ساختار و قسمتهاي يك DCS و چگونگي ارتباط بين قسمتها توضيح داده شد. شايد در اينجا ارائه چگونگي كاربرد يك DCS در روشن شدن موضوع كمك بيشتري كند DCSبه محض ورود به عرصه اتوماسيون با استقبال مواجه شد و متقاضيان روز به روز در خواست امكانات پيشرفته تر اعم از سخت افزار و نرم افزار و قابليتهاي گرافيك و مونيتورينگ و بسط سيستم را داشتند و شر كتهاي زيادي در اين زمينه مشغول بكار شده و هستند كه مدلهاي زيادي از DCSها از شركتهاي متفاوت در صنايع مختلف مانند نيروگاهها، كارخانجات آهن و فولاد ، شيمي و پتروشيمي . سيمان ، نئو پان و كاغذ ،شيشه، شركتهاي آب و فاضلاب و حوزه هاي كاري نفت و گاز با موفقيت نتيجه داده اند.


     
    مركز تحقيقات و فناوري اتوماسيون صنعتي ايران

    سایت autoir با هدف ارائه مطالبی پیرامون اتوماسیون صنعتی به زبان فارسی منتشر شد.

    1 - اتوماسیون صنعتی
    2 - پردازش تصویر وسیگنال
    3 - طراحی صفحات وب
    4 - نرم افزارها تخصصی
    5 - روباتیک
    6 - Web Base Automation

    ادامه...

     

     

    منوي اصلي
  • صفحه اصلي

  • فهرست مقالات

  • مطالب جديد

  • خبرنامه

  • نقشه سايت

  • طراحي وب

  • نسخه جديد سايت

  • جستجو

  • نسخه جديد سايت

  • پرسش و پاسخ

  •  

    مطالب جديد
     

         
    Designed by Ahmad Zeini Copyright © 2003 - 2012 by AutoIR iranresearch , All rights reserved. www.iranresearch.com www.iranresearch.ir www.autoir.ir Designed by Ahmad Zeini
    کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت autoir.ir می باشد
    !تبادل لینک رایگان

    !امتیاز بدهید
    .ما را در گوگل محبوب کنید